خانه > روانشناسی, عمومی > من یک جهان سومی هستم

من یک جهان سومی هستم

بعضی سوختن ها جوری هستند که تو امروز میسوزی، اما فردا دردش را حس میکنی…داستان کیفیت زندگی و “رشد” آدمها در جاهایی که ” جهان سوم” نامیده میشوند، مثل همین جور سوزش هاست …از هر دوره که میگذری، میسوزی و در دوره بعد دردش را میفهمی…

شادی ها و دغدغه های کودکی ما : در همان گوشه دنیا که “جهان سوم” نامیده میشود، شادی های کودکی ما درجه سه است ، ولی دغدغه های ما جدی و درجه یک… شادی کودکیمان این است که کلکسیون ” پوست آدامس” جمع کنیم…یا بگردیم و چرخ دوچرخه ای پیدا کنیم و با چوبی آن را برانیم… توپ پلاستیکی دو پوسته ای داشته باشیم و با آجر، دروازه درست کنیم و در کوچه های خاکی فوتبال بازی کنیم… اما دغدغه هایمان ترسناک تر بود…اینکه نکند موشکی یا بمبی، فردا صبح را از تقویم زندگی ات خط بزند… اینکه نکند “دفاعی مقدس”، منجر به مرگ نامقدس تو بشود یا تو را یتیم کند…

ادامه مطلب

Categories: روانشناسی, عمومی برچسب‌ها
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده.
  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.